سلام و خسته نباشيد
بله من لينكتان كردم در بخش لينكستان مممنون از حضورتان .
التماس دعا
سلام!
تحت تا ثير قرار نگرفتن!
واقعاًسخته.و چقدر خوب كه آدم اين جوري نوشتن رو ياد بگيره.
منتظريم!
سلام
باز هم مثل هميشه بسيار جالب و خواندني بود
موفق باشيو باز هم به من سر بزن كم پيدا شدي
يا علي
بابا خيلي فعالي ها . خوب حالا قصه اين نويسندگي چيه؟
در مورد احساس بايد بگم چون وبلاگ نويسي يه كار آماتوره بهتره كه از روي همون احساس نوشته بشه . خيلي ها با همين نوشتن ها خالي ميشن
وبلاگ چاه اوناست كه به كمك اون درد دل ميكنند و ...
البته بعضي ها هم از وبلاگ استفاده حرفه اي ميكنند و بقول شما بي احساس ، احساسات را تحريك ميكنند . من كه خوشم نمي آد . بعضي مداح ها را ديدي كه ميخونند و همه را به گريه مياندازند اما خودشون ككشون هم نمي گزه !!! بهر حال مطلب خوبي بود چون انسان را به تفكر وا ميدارد .
پاينده باشي كاكو
سلام حامد آقا!
چه اشكالي داره وبلاگ ها مخلوق احساس باشن به جاي درك احساس!
اصلا اصولا اونايي كه اينجا مي نويسن براي همين مي نويسن. براي بيان احساس خودشون. اينجا تازه آدما خود واقعيشونو نشون مي دن! اونوقت تازه بيان نوشته هاي با احساس رو با درك احساس نه با تجربه ي اون بنويسن!
شايد واسه نويسنده ها لازم باشه! اما واسه يه وبلاگ كه مي خواد حرف دل باشه به نظر من لازم نيست!
مخالفي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باجناق باشيم.