سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

شاید بگویید این مطلب چه ربطی به عید و تولد پیامبر و این حرف‏ها دارد ولی خوشم می‏آید به مناسبت میلاد حضرت رسول (رحمت و برکت خدا بر او باد) در مورد یک رمان صحبت کنم. یا شاید مجموعه رمان‏هایی که در حال آمدن به کشور عزیزمان هستند!

چند روزی‏ست که هر جا می‏روم رمان «راز داوینچی» دنبالم است و توی صف اتوبوس و منتظر تاکسی و در هنگام علافی به خاطر رفقا، مطالعه‏ش می‏کنم. بگذارید اول تعریف‏هایم را بکنم. از نظر داستانی بسیار کتاب قدرتمندیه. طرح داستان، بسیار منسجم و حساب شده ریخته شده و تمام وقایع و اتفاقات رابطه مستحکم علی و معلولی با هم دارند. تعلیق و کشش داستان هم خیلی قویه به طوری که به صورت قدم‏قدم شما را به دنبال خودش می‏کشه و تقریبا هیچ جای داستان حداقل در این نصفه‏ای که من خواندم، مخاطب داستان نمی‏توانه آخرش را حدس بزنه و این مجبورش می‏کنه که تا آخر داستان بخوانه و از خواب و خوراک هم بزنه. فضاسازی، شخصیت‏پردازی و صحنه‏پردازی‏های داستان هم بسیار کامل و نسبتا بی‏نقص نوشته‏ شده‏اند و از طرفی به خاطر تطابق بسیار زیاد ریزه‏کاری‏های فضاها با عالم واقعیت بسیار باورپذیرتر و طبیعی‏تر به نظر میان. فضاهایی مثل موزه‏ی لوور فرانسه و همین طور سفارت آمریکا در فرانسه.

نکته‏ی بعدی که به این داستان خیلی زیبایی می‏ده اینه که قطعا نویسنده، صرفا داستان را با ذهن خودش خلق نکرده بلکه به قطع، مدت‏ها وقت گذاشته و تاریخ مطالعه کرده و بین ماهیت ادیان مسیحیت و یهودیت و صهیونیسم تحقیق کرده اگرچه مطابق با نظریات مسلمانان نیست. و این، داستان را از فضای غیرواقعی خارج می‏کنه و حتا ممکنه مخاطب آن قدر به این کتاب اعتماد کنه که مسیحیت و یهودیت و صهیونیسم را همان چیزی تصور کنه که نویسنده‏ی این کتاب گفته و تصویر کرده. و شما ممکنه در اواسط داستان فکر نکنید در حال داستان خواندن هستید بلکه یک متن تحقیقی و متقن در مورد مسیحیت و صهیونیسم، البته در قالب زیبای یک داستان. 

خب. مثل این که فرصت نشد نقد محتوایی داستان را توضیح بدم. فقط اجمالا این‏ که تا این‏جای کتاب که من خواندم، تبلیغ صریح و بدون رودربایستی صهیونیسمه و انکار وضعیت موجود مسیحیت؛ که البته در مورد مسیحیت شاید در بعضی موارد چندان بی‏ربط نگه. برای کسانی که منبع فکری معتبر دیگری در مورد مسیحیت و یهود دارند و همین‏طور کسانی که داستان‏خوان حرفه‏ای هستند توصیه می‏کنم این‏ کتاب را بخوانند. نه برای قبول کردن که برای یاد گرفتن روش داستان‏نویسی و انتقال مفاهیم، در ضمن داستان. 

ربط این پست به مناسبت فردا این بود که روز ولادت پیامبرمان این احساس خطر را بکنید که با مجوز جمهوری اسلامی کتابی چاپ بشه که صریحا تبلیغ صهیونیسمه، به خصوص که ناشر کتاب قصد داره بقیه‏ی کتاب‏های این نویسنده را هم ترجمه و منتشر کنه. البته هنوز کتاب را تمام نکرده‏ام و این احتمال را می‏دهم که نظرم در موردش عوض بشه.  

فعلن علی‏الحساب عیدتون مبارک باشه تا بعد.


نوشته شده در  پنج شنبه 86/1/16ساعت  9:28 عصر  توسط کلرجی‏من 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
من...
لباس تنگ کلرجی‏من
راز داوینچی
کاریکاتوریست دانمارکی یا ایرانی؟!
من کلرجی‏من نیستم
چشم‏های خدا
سیب بی هسته، بی‏سوک
خوشحالی یا ناراحت؟
برف‏پاک‏کن
سکر
حمل بر صحت
اتحاد متحاد دیگه چه صیغه‏ایه؟!
دعوای حرفه‏ای
مردم، روان‏شناسان بالفطره
من یک آدم بی‏کارم
[همه عناوین(218)]